قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2612

تاريخ الفي ( فارسى )

رفت . باقى احوال و محاربات او با سلطان محمّد در وقايع سال آينده مذكور خواهد شد . إن شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال آنكه تميم معزّ بن باديس ، صاحب افريقيه ، به تدبير پادشاهانه مدينهء سفاقس را از دست ملك حمو « 1 » انتزاع نموده باز به حوزهء تصرّف خود آورد . تفصيل اين مجمل آنكه صاحب مدينهء سفاقس به تدبير وزيرى كه داشت باز ولايت خود را از دست نوّاب و عمّال تميم بن معزّ گرفته آنچنان بر ولايت استيلا يافته بود كه خوف آن داشت كه براى آن وزير صائب التّدبير ، تصرّف در ولايت تميم بن معزّ نيز تواند نمود . بنابراين ، تميم مكرّرا خفيه كس پيش آن وزير مىفرستاد و او را ترغيب و تحريض ملازمت خود مىنمود و هرچند در اين باب تميم بن معزّ سعى و اهتمام از حدّ گذرانيد اثرى بر آن مترتّب نمىشد و آن وزير ، جانب صاحب خود را به هيچ وجه از دست نمىداد و [ در ] دولتخواهى او مساعى جميله به هم مىرسانيد . چون تميم از فريب دادن وزير مأيوس و نااميد گشت ، سپاه فراوان جمع آورده يكى از امراى عظيم الشأن خود را سردار ايشان ساخته ايشان را به عزم تسخير مدينهء سفاقس فرستاد و در وقت وداع ، امير سپاه را خفيه طلب داشته نصيحت بسيار نمود و گفت : يقين تو باشد كه تا حمو آن وزير دارد هيچ‌كس بر وى مستولى نمىتواند شد . پس مصلحت آن است كه آن وزير را از ميان برداريم . من در اين باب تدبيرى انديشيده‌ام كه اگر تو آن انديشه را به عمل آوردى يقين شرّ او مندفع خواهد شد . امير معروض داشت كه : آنچه پادشاه فرمايد بر وجه احسن و أتمّ به عمل آورده خواهد شد . تميم فرمود : تدبير آن است كه چون تو به حوالى مدينهء سفاقس رسيدى هرچه در بيرون حصار آن شهر است از عمارات و باغات همه را خراب كن و به آتش نابود ساز ، إلّا عمارات و باغات آن وزير را كه به ايشان بايد كه به هيچ‌وجه آسيبى نرسد ، بلكه اگر جماعتى به منازل او التجا برند ايشان را نيز متعرّض نگردى و نوعى ملاحظهء جانب او نمايى كه بر همگنان ظاهر شود كه وى از مخصوصان اين درگاه است . و چون به اين تدبير قيام خواهى نمود اثرش بر تو فى الفور ظاهر خواهد شد و شهر بىكلفت جنگ مسخّر تو خواهد شد . القصّه ، سپاه تميم بن معزّ به نواحى شهر سفاقس رسيده تمامى باغات را خراب كردند غير از رقبات « 2 » وزير صائب التّدبير كه به هيچ‌وجه به متعلّقان او آسيبى نرسانيدند ، بلكه شفاعت متعلّقان وزير را در باب هركس كه مىخواستند قبول مىكردند . و چون اين خبر ، به سمع حموا ، والى مدينهء سفاقس ، رسيد با خود يقين كرد كه وزير با تميم متّفق است ، بنابراين

--> ( 1 ) . ق : ملك حموا ؛ ش : ملك حمرا . ( 2 ) . رقبات : املاك و مستغلات . - و .